خرید بک لینک

  آنروزبعد آن ماجرا تصمیم گرفتم برای همیشه ترکش کنم

 دیگر تحملم تمام شده بود به همین خاطر به او گفتم برای

 همیشه ترکش می کنم . اوبدون اینکه مژه بزند در سکوت مطلق

 با چشمانی که پرده ای از اشگ آنها را فرا گرفته بود  به چشمانم

 خیره شد . منهم به چشمان او نگاه میکردم ولی توجه من به اشگی

بود که در گردشخانه چشمانش موج میزد ولی فرو نمی غلطید . 


 گفتم چو روم باز نگردم هرگز

چه کنم این دل شیدا نرود جای دگر

توبه بشکستم و از یاد ببردم پیمان

آفرین بر منو بر توبه شکن های دگر


امروز نادم و گریان به سوی تو باز گشته ام

اما چه فاید زیرا تو زیر خروارها خاک به

خواب ابدی فرو رفته ای . امروز این شاخه گل 

را  با چشمان اشگبار روی قبرت میگذارم

 و از تو میخواهم از گناه آن روز من در گذری .

 

برچسب: نویسنده: شیدا تاريخ: سه شنبه 14 آبان 1392 ساعت: 23:53

صفحه بندی